علی نازمعلی نازم، تا این لحظه: 11 سال و 9 ماه و 15 روز سن داره

علی گوگولی

بدون عنوان

دیگه کنجکاوی هات زیاد شده به همه جا سرک میکشی، میری لابه لای مبلها گیر میکنی و با گریه ازم کمک میخوای، هر جا یه در باز پیدا میکنی فوری میری ببینی چه خبره؟ اینجا هم داری میری ببینی تو راه پله جه خبره؟ کی میره؟کی میاد؟ ...
24 شهريور 1394

نه ماهگیت مبارک

  پسر گلم، نفس مامان، امروز وارد نه ماهگیت شدی عشقم بزرگ شدی، آقا شدی، همه زندگیم شدی دیگه خیلی بهتراز قبل چهار دست و پا میری، کامل میشینی، از حالت نشسته به حالت چهاردست و پا برمیگردی، ولی نمیدونم چرا دیگه زیاد اون صدا ها رو از خودت در نمیاری دوتا دندون خیلی کوچولو و خوشگل داری گل قشنگم امروز برده بودمت واسه کنترل ماهیانه پیش دکترت، بخاطر دندونت اشتهات خیلی کم شده این روزا به زور بهت غذا میدم که آقای دکتر گفتن طبیعیه، وزنت خوب بود ولی من انتظار بیشتری داشتم ولی ماشالاه قدت بلنده وزنت 9/200 قدت 73/5 سانتی متر و دورسرت43/5 اینم عکس نه ماهگی غنچه مامان: ...
23 شهريور 1394

دندون

ناز گلم از بس لثه هات ملتهبه و خارش داره که هرچی دم دستته میمالی به دهنت، شبها بیقراری میکنی و ناآرومی تا صبح هم زود زود بیدار میشی، دیشب خیلی گریه میکردی واسه همین کمی استامینوفن دادم تا دردت کمتر بشه، دهن گیرتو میزارم تو فریزر و وقتی خنک شد میدم به دستت تا التهاب لثه ات رو خوب کنه، دلم برات ریش میشه دردونه مامان امروز یه خیار خنک از یخچال درآوردم و دادم بهت، چنان قرچ قرچ میمالیدی به لثه ات که صداش تا آشپزخونه میومد بیچاره خیار رو ببین به چه روزی درش آوردی؟ له شده طفلک با کلی جای دندون روی پوستش: ...
22 شهريور 1394

جاروبرقی

پسر یکی یدونم، هر وقت خونه رو جارو میکشم میترسی!!!! آخه مگه جارو برقی ترس داره گلم؟ اوایل فقط گریه میکردی واسه همین مجبور بودم موقعی که خوابی جارو بکشم، الان گریه نمیکنی فقط با دیدن دسته جاروبرقی با سرعت هرچه تمام و به شدت خنده داری پا میزاری به فرار، تند تند اون پاهای خوشگلت رو رو زمین میکشی و چهاردست و پا میری اونقدر خنده دار از جارو برقی دور میشی که از خنده ریسه میرم   درحال فرار در حال بهبود روابط با جناب جاروبرقی البته در حالت خاموش ...
22 شهريور 1394

به میوه دلم

پسرم ، برگ گلم غنچه ي خوش رنگ دلم دست خود را حلقه کن بر گردنم خنده زن بر چشمهاي خسته ام عشق تو آواز صبح زندگي ست مهر تو آغاز لطف و بندگي ست سر گذار بر شانه هاي مادرت بوسه زن بر گونه هاي زرد من خانه ام سبز از صداي شاد توست مادرت مست از نوازش هاي توست اشک هاي سرد خود را پاک کن گرمي قلب مرا با جان خود دمساز کن   ...
21 شهريور 1394

شیطون بلا

گل خوشگل من، چقدر شیطون شدی تازگیا؟؟؟؟؟ دیگه حتی یک لحظه هم نمیتونم تنهات بزارم، یواش یواش راه میوفتی و بی سر و صدا میری به همه جای خونه سرک میکشی، یک لحظه که ازت غافل میشم و سرم تو آشپزخونه گرم میشه برمیگردم میبینم اومدی تو آشپزخونه و پشتم وایستادی!!!! تو این لحظه است که بهت حمله ور میشم و تا وقت جیغ کشیدنت محکم محکم میبوسم و فشارت میدم!!!! آخه بچه به این خوردنی!!!! اینجا داشتیم با بابایی ناهار میخوردیم ولی از بس شیطونی کردی و سالاد رو ریختی و دلستر رو انداختی ما هم مجبورا گذاشتیمت تو تخت پارک، ولی داری قوی میشی! اونجا هم بند نمیشی، دستاتو میگیری به لبه اش و با کلی تلاش رو زانوهات بلند میشی: آ های دارین چی میخو...
21 شهريور 1394

کاکتوس

وای پسرم فند عسلم، مامان فدات بشه، دیروز یه اتفاق  بد برات افتاد. منو بابایی تو رو بردیم تو بالکن کنار گلها تا ازت عکس بگیریم،همین که تو رو گذاشتم کنار گلدونها، فوری دست دراز کردی و از بین اونهمه گل خوشگل کاکتوس رو انتخاب کردی!!!!! تیغ های ریزش رفت تو دستت و حسابی دردت اومد. بدجور گریه میکردی و با هیچ چیز آروم نمیشدی . فوری آوردمت تو خونه و زیر چراغ تیغ ها رو از دست خوشگلت درآوردم ولی اجازه نمیدادی بقیه اش رو دربیارم. همش گریه میکردی و دستتو باز بسته میکردی. بالاخره بابایی محکم دستت گرفت تا تکونش ندی و من بتونم تیغ ها رو دربیارم، خلاصه دستتو شستمو و رفتیم بیرون تا توی ماشین بخوابی، خوشبختانه تو ماشین زودی خوابت برد و من راحت دس...
21 شهريور 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به علی گوگولی می باشد